![]() |
![]() |
|
| می نویسم پس هستم! |
|
خدایا کفر نمیگویم، دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 1:12 توسط علی فتوتی |
|
|
روزنامه تحلیل روز ، چاپ شیراز در شماره 756 به حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. این روزنامه که از بهمن ماه 1385 در شیراز به مدیریت و سردبیری بهمن حاجات نیا منتشر می شد ، طی سه سال توانسته بود با رویکردی حرفه ای و تحلیلی جایگاه خود را در افکار عمومی مردم شیراز و استان پیدا کند. گرچه مشی سیاسی این روزنامه اصلاح طلب بود ، اما همواره سعی داشت با رویکردی فراجناحی نقش و رسالت خودش را در اطلاع رسانی صحیح ایفا کند ، چنان که اخبار و گفتگوهایی از همه گروه های سیاسی همواره در این روزنامه به چاپ می رسید. روزنامه تحلیل روز جوان ترین تحریریه را در روزنامه های شیراز و حتی کشور داشت و طی دوره کوتاه انتشار خود توانسته بود مجموعه ای از نیروهای علاقه مند و حرفه ای را به عرصه مطبوعات فارس و کشور معرفی کند. تحلیل روز اولین روزنامه استان فارس پس از انقلاب است که با حکم محرومیت از انتشار مواجه می شود. از فردا ، جای خالی این روزنامه در کیوسک های روزنامه فروشی شیراز احساس خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 16:55 توسط علی فتوتی |
|
|
روز جهانی صلح گرامی باد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 15:57 توسط علی فتوتی |
|
![]() میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...». |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 16:58 توسط علی فتوتی |
|
|
پسرك بیآن كه بداند چرا، سنگ در تیركمان كوچكش گذاشت و بیآن كه بداند چرا، گنجشك كوچكی را نشانه رفت. پرنده افتاد، بالهایش شكست و تنش خونی شد. پرنده میدانست كه خواهد مرد اما... اما پیش از مردنش مروت كرد و رازی را به پسرك گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد. پسرك پرنده را در دستهایش گرفته بود تا شكار تازه خود را تماشا كند. اما پرنده شكار نبود. پرنده پیام بود. پس چشم در چشم پسرك دوخت و گفت: كاش میدانستی كه زنجیر بلندی است زندگی، كه یك حلقهاش درخت است و یك حلقهاش پرنده. یك حلقهاش انسان و یك حلقه سنگریزه. حلقهای ماه و حلقهای خورشید. و هر حلقه در دل حلقهای دیگر است. و هر حلقه پارهای از زنجیر؛ و كیست كه در این حلقه نباشد و چیست كه در این زنجیر نگنجد؟! و وای اگر شاخهای را بشكنی، خورشید خواهد گریست. وای اگر سنگریزهای را ندیده بگیری، ماه تب خواهد كرد. وای اگر پرندهای را بیازاری، انسانی خواهد مرد. زیرا هر حلقه را كه بشكنی، زنجیر را گسستهای. و تو امروز زنجیر خداوند را پاره كردی. و پسرك آنقدر گریست تا عارف شد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 6:11 توسط علی فتوتی |
|
|
آری افطار رطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه بخورد روزه خود را به گمانش که شب است زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند این عجب نقطه خال تو به بالای لب است یارب این نقطه که به بالا بنهاد نقطه هرجا غلط افتاده مکیدن ادب است شحنه اندر عقب است و من از آن می ترسم که لب لعل تو آلوده به ماء العنب است منعم از عشق کند زاهد و آگه نبود شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است عشق آنست که از روی حقیقت باشد هرکه را عشق مجازی ست حمال الحطب است گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد سودن چهره به خاک سر کویش ادب است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 0:5 توسط علی فتوتی |
|
|
(1) یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن (2)
واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
(3)
رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
(4)
شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین. بعدش موبایلتون رو در میارین
و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن
(5)
هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
(6)
وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی
(8)
صبح ها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین سر زدن به اینترنت هست
(9)
شما الان در حالی که این متن رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین
(10)
و این قدر سرگرم خوندن این متن بودین که حتی توجه نکردین که این لیست ردیف شماره 7 نداشت
(11)
شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه
(12)
و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حتما شماره 7 رو پیدا میکنین، این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
(13)
شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین
و هرچی بقیه بگن باور میکنین!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 15:6 توسط علی فتوتی |
|
|
زنى را آوردند نزد عمر که آبستن بود. او اقرار کرد که زنا کرده است. عمر دستور داد که آن زن را سنگسار کنند. امام على آن زن را که براى سنگسار مىبردند، دید. او را برگرداند و به عمر گفت: تو بر او حکومت و تسلّط دارى، اما بر طفلى که در شکم دارد، تسلّطى ندارى. شاید او را در گرفتن اقرار، شکنجه داده باشى. عمر گفت: آرى او را شکنجه دادهام. حضرت فرمود: آیا نشنیدهاى که پیغمبر اسلام فرمود: حدّى نیست، براى کسى که بعد از شکنجه اقرار کند؟ هر کس را در قید و بند کنی یا به زندان بیفکنی یا تهدید کنی [تا اقرار کند]، اقرارش ارزشی نخواهد داشت. عمر که از سخن امام تعجّب کرده بود، گفت: بانوان عاجز هستند از این که فرزندى مانند على بن ابى طالب بزایند. به درستى که اگر على نبود، عمر هلاک مى شد. الغدیر، علّامه امینی، ج۱۱، ص
۲۱۷
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:4 توسط علی فتوتی |
|
|
جمعی از فعالان اجتماعی و مدنی استان فارس در بیانیهای نسبت به وضع موجود اعلام نارضایتی کردهاند و بیان کردهاند که ذرهای عقبنشینی نخواهند کرد. متن این بیانیه در پی آمده است: هموطنان گرامی! ایرانیانِ میراثدار فرهنگی غنی از بن اعصار و ادوار بلند! در کشوری که داعیهی پیشرفت و مشارکت در مدیریت جهانی دارد، نمیدانستیم تلاش برای گسترش مدنیت، بالا بردن آگاهی جمعی، اعاده و ریشهدار کردن حقوق برابر و بسیاری از مواردی که علت و ضامن پیشرفت، مدنیت و تحقق عدالت است، جرم محسوب میشود و فعالان در این زمینهها یا باید اعلام ندامت کنند و دست از تلاش بکشند یا مجرم شناخته شوند. در کشوری که تاریخ صد سالهی آزادیخواهی دارد، نه میدانستیم و نه فکرش را میکردیم، که ممکن است در آستانهی صد و سومین سالگرد جنبش ملی، آزادیخواهانه و حقطلبانهی مشروطه، آن نقطهی عطف تاریخ انقلابی کشور ما، عدهای میتوانند آنچه را قرنی و قرنها در این سرزمینی ارزش بوده، ضدارزش بخوانند، از نیکی به بدی یاد کنند و آزادی را پای میز محاکمه بکشند. آری، نمیدانستیم و فکر نمیکردیم تلاش برای پیشرفت و آبرومندتر کردن ملت و کشور خطا محسوب میشود و مستحق کیفر دانسته. با این همه و به تأکید، پس از این هم چنین فکری نخواهیم کرد. عدالت عمومی، برابری حقوق انسانی، حق آگاهی و دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات، حق تعیین سرنوشت و حق زندگی حقوقی اجارهای نیستند که بشود به هر بهانهای از ملتی پس گرفت. اینها حقوق انسانی هستند و تا انسان و انسانیت زنده است نه میشود و نه به صلاح است از پا نشستن و کوتاه آمدن در راه مطالبه و اعادهی این حقوق. کوتاه آمدن در این مورد به معنی افتادن در سراشیب سقوط، بازگشت به تحجر و دوری از پیشرفت است. این کوتاهی به معنای از دست گذاشتن انسانیت و عدالت است که نه با پیشرفت جور در میآید نه با ادعاهای ما و نه با ادعاهای قدرتمداران و سیاستمداران. به همین دلیل است که ما، کنشگران و فعالان اجتماعیای که در قالب نهادهای مدنی غیردولتی دغدغههایمان را پی گرفتهایم، با وجود همهی سختیها و فشارهای اعمالشده در چند سال گذشته و آنچه در کیفرخواست دادگاه تازه برپا شده آمده، چنین اتهاماتی را ندیده میگیریم و وارد نمیدانیم. ما نه برای خوشایند دیگران نه به طمع قدرت یا هرگونه پاداشی، که به خاطر زندگی تمامیمان و به خاطر سربلندی کشورمان و شراکت در ساختن جهانی بهتر، جهانی بدون جنگ، تبعیض، خشونت و نادانی، قدم در این راه گذاشتیم. میدانستیم راهی پر فراز و نشیب پیش رو داریم و میدانستیم در این راه بنیادگرایان و مرتجعانی که حقوق به ناحق فراچنگ آوردهی خود را در خطر میبینند، ما را آماج ملامت و تهمتهای خود میکنند. با این حال، حتی یک لحظه در حقانیت راهی که در پیش گرفتیم شک نکردیم، چراکه در حقانیت انسان بودن نمیشود شک کرد. عدالت و آزادی و برابری مفاهیمی نیستند که هر دم هر کسی بتواند معانیشان را به نفع خود و برای حفظ قدرت خود تفسیر کند. از این روست که عقب نمینشینیم. ما به درستی و پالودگی راه خود ایمان داریم و به کسانی هم که امروز ما را متهم و وطنفروش میدانند، توصیه میکنیم اگر میخواهند در صف مرتجعان و و خائنان به ملت و کشور قرار نگیرند، انگشت اتهام به دندان بگزند و منافع ملت را قربانی منفعتطلبیهای فردی و جناحی نکنند. جمعی از فعالان اجتماعی و کنشگران مدنی فارس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:2 توسط علی فتوتی |
|
|
«...
تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که اینجانب عضو آن بودم و
از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان
میرسد. از پسفردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و
تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار
بنده گذاشتهاند میخواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد
گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام
نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر
خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرفهایی غیر از سخنان دیروز و امروز
میزند و مثل طوطی مطالبی را تکرار میکند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد
مهدی بازرگان نیست.» مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسهی دورهی اوّل مجلس شورای اسلامی روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 20:32 توسط علی فتوتی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند .
|
| آرشیو موضوعی |
|
طنز اجتماعي سياسي عمومي |
|
RSS
|